Loading...

بودن تنها

بودن تنها

دستانم زبر شده بود و پهن
و
صورتي بغض دار و چروك
جاي گريه هايم روي بالكن خانه ام چك چك ميكرد

من بودم و تنهايي
انقدر عاشقانه هاي دنيا را براي خود زمزمه كردم
كه با تمامي وجود كسي صدايم را در اغوش كشيد...

نظرات
    ارسال نظر
    آمار
    • تعداد کالا: 117
    • بازدید امروز: 141
    • بازدید دیروز: 2706
    • بازدید کل: 762377